هوووممممممم مثل اینکه هنوز اینخنگا خوابن و این یعنی چی؟(وجی:ینی باز می خوای این بدبختارو گوشت مالی بدی)افلین وجی گولم(وجی:http://www.blogfa.com/images/smileys/40.gif )چیه خو من اینارو بیدار نکنم کی بیدار کنه؟مثلا ساعت 7 صبحه ها طیق معمول یک پارچ پر اب کردم ولی اینبار توش ده تا تیکه یخ انداختم تا تو روز اول دانشکاه کلو،الیا و کاگاچشاشون البالو گیلاس نچینهhttp://www.blogfa.com/images/smileys/08.gif

خدارو شکر که تختامون کنار همه ها

رفتم بالاسر کلویی .اوخی ببین چه خوابی ام میکنه شرط می بندم داره خواب شاهزاده رویا هاشو میبینه که اومده ببرتش و مایه نفس راحت بکشیم

قبل از اینکه پارچو رو سرش خالی کنم دوتا پنبه تو گوشم گذاشتم تا یه وخت خدایی نکرده کر نشمhttp://www.blogfa.com/images/smileys/03.gif

پارچ ابو روش خالی کردم

کلویی:جججججججججیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ

چنان جیغی زد که اون دوتا بدبخت از اتاق زدن بیرون و تادم اشپزخونه فرار کردن

کلویی:ننااامممرررررددددددچچچچرررااااااا؟داشتم خواب شاهزاده خوش تیپمو می دیدم نهههههههههه

من:خوبه خودت میگی خواب بود بعدشم کی میاد تورو بگیره ؟پاشو حاضر شو روز اول دانشگاهو به موقع برسیم شاید شاهزادت اونجا باشه

کاگا و الی اومدن تو اتاق و معلوم بود که تازه موضوعو فهمیدند

گاکامی :خخخاااععععععکککککک توسرت با این بیدار کردنتhttp://www.blogfa.com/images/smileys/27.gif

الیا:بی حیا سکته ناقص زدمhttp://www.blogfa.com/images/smileys/08.gif

من :اصلا تقصیر منه که شما رو بیدار کردم.د پاشید اماده شید دانشگاه دیر شد

 

سه تاشون یک لحظه بهم نگاه کردن و در یک صدم ثانیه ناپدید شدن

خب من مرینت دوپن چنگم.در15 سالگی پدر و ماردم رو از دست دادم وتنها توی خونه خودمون زندگی می کردم تا اینکه 1 سال بعد با الیا کاگامی وکلویی اشنا شدم که هرکدوم از یک شهر دیگه برای تحصیل به پاریس اومدن و حالا اونا بامن در یک خونه مجردی زندگی می کنن.

من یه ماشین شورلت مالیبو قرمز دارم ولی هر چهار تامون ازش استفاده می کنیم.من الان 18 سالمه و امروز روز اول دانشگاهمه

خلاصه همه اماده شدن و ساعت 7:45از خونه خارج شدیم وپیش به سوی دانشگاه

 

*از زبون یه بدبختیhttp://www.blogfa.com/images/smileys/03.gif *

 

صبح با صدای تق وتوق کیم بیدار شدم به ساعتم یه نگاهی انداختم ساعت6:49 بود.

من :کیم الهی تریلی 36 چرخ از روت رد بشه که سر صبخی ادمو اذیت می کنیhttp://www.blogfa.com/images/smileys/27.gif

کیم:ببند بابا پاشو بینم.

من:باز تولات شدی ؟ به خدا هیچکی زنت نمیشه ها.

کیم :نننشششعععععع

هههیییییعععععع خدایا منو از رو زمین محو کننننن(وجی :چته پاشو حاضر شو برو دانشگا دیگه اه)توچی میگی؟(وجی:من حرمو دوبار تکرار نمی کنم می خواستی بشنویhttp://www.blogfa.com/images/smileys/17.gif حالا حقته تو خماری بمونی)اصلا برام مهم نیست که چه حرف مفتی زدی(وجی:http://www.blogfa.com/images/smileys/27.gif )اها دفعه اخرت باشه واسه من خط و نشون میکشی هاااااا 

دیدم هنو نینو و لوکا خواب بودن .هاهاهافکر های شیطانی زد به سرمhttp://www.blogfa.com/images/smileys/32.gif

رفتم بوقمو برداشتم و دم گوش لوکا گرفتم که قدقدکردن کیم شروع شد

کیم:چرا تو انقدر کرم داری خب مثل ادم بیدار کنشونhttp://www.blogfa.com/images/smileys/27.gif

من :هاهاهاتازه امروز حس کرمم گرفته می خوام تودانشگاه دخترا رو مسخره کنمhttp://www.blogfa.com/images/smileys/32.gif  

ودیگه فرصت ندادم که زر زر کنه و تمام نفسو تو سینه ام حبس کردم و محکم تو بوقه فوت کردم که هردوشون سه متر پریدن هواhttp://www.blogfa.com/images/smileys/08.gif

لوکا :نههههههههههه خوناشاما حمله کردن 

نینو :ادرین فرااااارررررررر کننننننننننننن

یه دو ثانیه ای داشتم بهشون نگاه می کردم تازه بعد 5 ثانیه حالیشون شد http://www.blogfa.com/images/smileys/08.gif

من:پاشید دانشگاه دیر شد ساعت7:30صبحه 

الکی گفتم که دست بجنبونن.یکم قبلش فکر کردم دیدم تا اینا صبحانه بخورن و اماده بشن و دفتر کتابای گم شده شون رو پیدا کنن 7:30 میشه واسه همین دروغ گفتم.کیم اومد به ساعتی که گفتم اعتراض کنه که با چشم غره من خفه خون گرفتhttp://www.blogfa.com/images/smileys/17.gif  

لوک و نین مثل کرکس بلند شدند و رفتن صبحانه بخورندhttp://www.blogfa.com/images/smileys/07.gif

خب من ادرین اگرستم .پدرم 2ساله منو از ایتالیابع پاریس فرستاده که درس بخونم که سال اولم کنکور قبول نشدمhttp://www.blogfa.com/images/smileys/03.gif والان 19 سالمه .کلاس دوازدهم بودم که با لوکا،نینو و کیم اشنا شدم و باهم دوست شدیم.پدرم اینجا برام یک خونه بزرگ خریده که چهارتایی مجردی توش زندگی می کنیم.من یک بوگاتی شیرون سفید دارم که بچمه.نینو هم یک لامبور گینی مشکی داره ولوکا یه موتور باحال داره . کیمبدختم هیچی نداره ولی بجاش یک دل مهربون دارهhttp://www.blogfa.com/images/smileys/04.gif

 

 

****

*از زبان مری*

توراه دانشگاه بودیم که یه بوگاتی شیرون سفید دیدیم .من عقب نشسته بودم و کاگامی رانندگی میکرد،الی کنارش و کلویی عقب پیش من.

شیشه عقب ماشینه پایین اومد و یه پسر باچشمای سبز و موهای طلایی کله سو از ماشین بیرون اورد.من از قبل شیشم پایین بود .

پسره رو به من گفت:ای خوشگل خانم بپا ندزدنتhttp://www.blogfa.com/images/smileys/17.gif

الیا خیلی یواش زمزمه کرد:چه جذابهhttp://www.blogfa.com/images/smileys/25.gif

من:برو بابا کله موزی

پسره جوابمو نداد و شیشه اشو داد بالا و ازمون سبقت گرفتhttp://www.blogfa.com/images/smileys/08.gif

ماهم به راه خودمون ادامه دادیم.

 

***

 

بالاخره به دانشگاه رسیدیم .هر چهار تامون پیاده شدیم و رفتیم تو حیاط دانشگاه .کنارهم وایستاده بودیم و دور و برو نیگا می کردیم که من چشمم خورد به اون کله موزیه و سه پسر دیگه...

 

 

 

قراره شاهده دعواهای خنده داری بین این 8 نفر باشیم