دویدم سمتش و داد زدم

 من:ادررییییییننننن

با حالت تعجبی برگشت سمتم وداشت نگاهم میکرد که گفتم

من:عزیزم کلا هتو جا گذاشتی

و کلا محکم کویوندم توسرشhttp://www.blogfa.com/images/smileys/08.gif

با حالت گنگ  داشت منو نگاه میکرد و بعد گذشت چند لحظه که تا اون لحظه شکلاتا داشت از سرش میریخت پایین به کلاهه شک کرد. دستشو برد سمت کلاه و خواست کلاهشو برداره که من سریع فلنگو بستم و الفرار.با الیا،کلویی و کاگامی بدوبدو رفتیم سمت کلاس.هنوز از اونجا صداش میومد.

کله موزی :نهههههههههههه لعنتی.دختره ی دیوونه حالتو میگیرم.

اخ اخ فکر کنم روز اول دانشگاه بجای توی کلاس باید بره حموم که حدسم درست در اومد و ادری رو دیدم که کلاه دستشه و داره به سمت در دانشگاه می دوید.هاهاهاها انتقامم رو گرفتم ولی نمی دونم چرا بازم دلم خنک نشدhttp://www.blogfa.com/images/smileys/08.gif

*****

سر اولین کلاسم با دوستام نشسته بودیم .تازه فهمیدم با کله موزی و اون بولک و پت و مت همکلاسیمhttp://www.blogfa.com/images/smileys/08.gif .اگه بدونید چه ضد حالی خوردم.خب خدارو شکر کله موزی که رفته خونشون حموم کنه .میمونه این 3 تا بوزینه.

همینجوری داشتم با خودم زر زر می کردم(وجی :چرا زر زر عزیزم شوما حرفات گله)واقعا؟(وجی:اری فرزندم) خب حالا ول کن دیگه . داشتم با خودم حرف میزدم که فهمیدم لوکا واسه کاگامی یه چیز روی کاغذ نوشته و داده بهش که باعث عصبانیت کاگامی شده.حیف که نفمیدم چی بود اخه کاگامی پشت من نشسته بود و من اکثرا شو نمی دیدم.کاگامی داشت جوابو روی کاغذ می نوشت که کیم بلند شد و شوع به زر زر کردن کرد.

کیم :استاد کاگامی و داره وسط کلاس به لوکا نامه میده ببینید.

اخی بچم یاد کلاس اولش افتاده داره چغلی میکنهhttp://www.blogfa.com/images/smileys/30.gif

اوس (اوستا) اول از همه خیلی بی تفاوت به کیم نگاه کرد که کیم خفه خون گرفت نشست سر جاش.اومد بالا سر کاگامی .

اوس:بهتر نیست نامه های عاشقانه تون رو برای بعد کلاس بزارید خانوم؟http://www.blogfa.com/images/smileys/22.gif

خخخخخ نامه های عاشقانه شرط می بندم داشتن به هم دیگه فحش رد و بدل میکردن.

کاگامی با بیخیالی جواب داد:استاد ما نامه های عاشقانه رد و بدل نمی کردیم

اوس نامه رو ازش گرفت

اوس : متن نامه:حالا شما و رفقات بهترین دوست منو شکلاتی میکنین ؟حقتونو میزارم کف دستتنون. حالتون رو میگیریم منتظر باش.....یعنی چی خانم ؟http://www.blogfa.com/images/smileys/31.gif

کاگامی:دیدید که ایشون چه چرت و پرت هایی نوشتن تقصیر من نیستhttp://www.blogfa.com/images/smileys/17.gif

اوس :از نظر من تقصیر هردوتونه . اگه اینکارارو تو کلاس من دوباره تکرار کنید از ترم میندازمتون .

کاگامی :چشم استاد.

لوکا هم بالاخره دهن باز کرد:بله چشم استاد.

چه عجب فکر کردم ایشون لال تسریف دارن.فقط مظلوم نشسته بود و نگاه میکرد. بچه پررو.

 

****

 

 

هه لولک(ادرین)دو تا کلاس اول رو نبود . اخخخخ جون روزاول دانشگاهو زهر مارش کردمhttp://www.blogfa.com/images/smileys/42.gif

صبر کن لولک دارم براتhttp://www.blogfa.com/images/smileys/32.gif

رفته بودیم تو سلف برای نهار وای خوبه زود اومدیم وگرنه الان جا برای نشستن نداشتیمhttp://www.blogfa.com/images/smileys/08.gif

همینجور که با دوستان خلم داشتم غذا می خوردم زر زر هم میکردم...

من:بچه ها این چهار تا خیلی پر رو هن هااا نه؟

یهو غذا پرید تو گلوی کاگامی.

کاگامی :اره بدجور رومخن.

کلویی:به نظر من که مشکلی ندارن.

من :بزار یه بلا سر توهم در بیا رند اونوقت بگو مشکلی ندارن.http://www.blogfa.com/images/smileys/31.gif

یه دفعه چشمم به لولک خورد که چند تا میز اونورتر نشسته بود و هی منو نگاه میکرد .تادید چشمم بهش افتاده با لب خونی فهمیدم میگه"بیچارت میکنم".هه فعلا این منم که ایشون رو روز اول دانشگاهش دو کلاس عقب انداختمhttp://www.blogfa.com/images/smileys/17.gif

 

*****

 

اووووففف بالاخره تموم شد با بچه ها داشتیم میرفتیم سمت ماشینمون که دیدم یک خط ابی کل یک طرف ماشینمو گرفته.

نه ماشینم ماشین خوجمل.چلغوز زورش فقط به ماشین نازم رسیده؟

من:واااای ماشینم بچه ها این لولک رفته رو ماشین من خط انداخته انتر بی ادب زورش به ماشین من رسیده ؟

الیا:اشکال نداره .پولا مونو روهم میزاریم میدیم درستش کنندhttp://www.blogfa.com/images/smileys/03.gif

من :شوما ببندhttp://www.blogfa.com/images/smileys/40.gif

الیا:http://www.blogfa.com/images/smileys/16.gif

کلویی:حالا می خوای چبکار کنی ؟

با این حرف کلویی بازم فکرای شیطانی به سرم زدhttp://www.blogfa.com/images/smileys/32.gif ......

 

 

 

 

 

 

تموم شدhttp://www.blogfa.com/images/smileys/08.gif

چیکار کنم خو بسه دیگه