سفر عشق پارت 6
بعد یک ساعت خوابم برد.
******
صبح طبق معمول من زود تر از این سه تا بلند شدم .ساعت6:48 بود.هاهاهاها امروز نقشه هایی برات دارم اق ادرین برای اینکه نقشمو برای این سه تا توضیح بدم زودتر بیدارشون کرد(وجی :منظورت اینه که زود تر شکنجه شون دادی؟) اوه چه وجی باهوشی دارم من . افرین گلم(وجی:چرا من وجی تو شدم؟ ادم از تو ادم تر نبود ؟)از خداتم باشه
بعد از جیغ و داد های کلویی که برای بیدار کردن اون دوتا نیاز داشتم نقشمو براشون توضیح دادم و قرار شد که زود تر به دانشگاه بریم .قبل از اینکه اونا بیان دانشگاه.
******
تو پارکینگ دانشگاه یه جا قایم شده بودیم و منتظر اون ماشین بوگاتی شیرون بودیم که دیدم دوتا ماشین که یکیش ماشین لولک بود وماشین دیگه یک لامبور گینی مشکی بودو یه موتور که پت(لوکا)سوارش بود اومدند.ادرین و کیم از ماشین ادرین پیاده شدند و نینو هم از لامبور گینی پیاده شد.پتم اومد پایین .
اخخخخ جون حالا حال هر سه تاشونو میگیریم .
بعد از اینکه اون انترا رفتن تو دانشگاه ماهم دست به کار شدیم
این کلاسو نرفتیم که نقشمونو عملی کنیم.
من رو به بچه ها:خب زیاد فرصت نداریم کلاس یه ساعت دیکه تموم میشه . کاگامی تو برو حواست جمع باشه که اون خنگا از کلاس نیان بیرون
کاگامی :من نمیرم من می خوام از اون لوکا میمون انتقام بگیرم
من:
کلویی تو مواظب باش
کلویی:من بچه خوبی هستم میرم وایمیستم یه گوشه نظارتگر باشم
من:
افرین.الیا ماشین بولک(نینو ) باتو. کاگامی اون موتورم تو کارشو بساز . منم میر سراغ ماشین لولک
همگی سریع رفتیم سر کارامون .
من چند تا ماژیک "غیر"وایت برد برداشتم و رفتم سراغ ماشین ادری.اوفففف حیف این ماشین که قراره زیر دست من خوشگل بشه
رفتم روی همه ی قسمت های سفید ماشین نقاشی گل و سبزه کشیدم
انقدر ماشین ادری خوشگل شده بوووووود.بعدم برای اینکه بفهمه من اینکارو کردم در ماشینشو باز کردم ،یه چاقو برداشتم و روی صندلی ماشینش حرف اول اسمم رو به اینگلیسی کشیدم(وجی :منظورت اینه که با چاقو پارچه رو به شکل حرف اول اسمت بریدی؟) دقیقا.حالا روی صندلی من شکلات داغ میریزی؟ برای جبران رفتم یک لیوان شکلات داغ خریدم و دقیقا روی قسمتی که حرف اول اسمم رو نوشته بودم ریختم .
هاهاهاهاها بفرما ادری خان اینم از یادگاری من.
*چندی قبل از زبون الیا*
رفتم با یه پیچ کشتی پیچ های در ماشین نبینو رو باز کردم ولی جوری نگهشون داشتم که در ها سر جاشون بمونن ولی در واقع درا از ماشین کنده شده بودند.
یه لحظه دلم برا نینو سوخت ولی وقتی یادم اومد که تو غذام اون سوسکای گنده رو گذاشته بود با پیچ کشتی یه خط خوشگل رو ماشینش کشیدم
*چندی قبل از زبون کاگامی*
ممممممم خب حالا چه بلایی سر این موتوربیارم؟ اخه من با این موتور چیکار کنم؟اهان ....رفتم باک بنزین موتورو خالی کردم و بجاش اب ریختم ولی هنوز بس نبود . چرخ های موتوشم پنچر کردم
پیچای چرخ موتورشم شل کردم . خب دیگه کارم تموم شده بود.
منو جلو استاد ضایع میکنی اقا لوکا؟
* از زبون مری خودمون
*
همون لحظه که کارم تموم شد کلویی اومد.
کلویی:زود باشید تمومش کنید دارن میان .
هممون رفتیم کنار در دانشگاه قایم شدیم. فاصله اش از پارکینگ دور بود ولی میشد اون انترا رو دید
.لولک و بولک و پت داشتن میرفتن طرف ماشینشون ولی مت (کیم )نبود.
ادرین داشت با اون دوتا حرف میزد.یه 20 قدمی به ماشینش مونده بود که متوجه نقاشی های من شد و پاهاش خشک شدو ایستاد.نینو و لوکا که دیدن ادرین داره با وحشت به ماشینش نگاه میکنه روشونو برگردوندند که ماشین رو ببینن. بعد چند ثانیه صدا قهقهه های لوکا و نینو جتی به اینجا هم رسید.ماهم که به زور جلو خنده امون رو گرفته بودیم چون اگه می خندیدیم میدیدنمون.
نینو رفت در ماشینشو باز کنه که سوارش بشه ولی در کنده شد
حالا این وسط ادرین و لوکا بودن که به نینو می خندیدند
لوکا هم اومد سوار موتورش بشه . دوتا پاشو بین موتور گرفت خواست بشینه که چرخای موتور دراومدن وبا زمین خوردن لوکا همراه شدن
دیگه نتو نستیم جلو خنده امون رو بگیریم و هم زمتن صدا قهقه امون بلند شد
همون موقع توجه سه تاشون به ما جاب شد و فهمیدند که تقصیر ما بود
هر سه شون به سرعت دویدند سمت ما و ما هم با همدیگه فرار کردیم و رفتیم به سمت...
هاهاهاها
بسه دیگه دستم شیکست(وجی:بهونه میاره . می خواد اذیتتون کنه
)شوما ببند.