همه باهم رفتیم سمت حیاط پشتی که کاش 1 ساعت دیگه رفته بودیم...

این گاگولا اینجا چیکار می کنن؟(وجی:لابد اینام مثل شما فضولی شون گل کرده)انسان های انترhttp://www.blogfa.com/images/smileys/27.gif ​ اخه چرا ما هرجا هستیم باید اینام بیام؟حرفمو به زبون اوردم

من:شما اینجا چیکار می کنید ؟ چرا هر جا ماهستیم شما هم باید باشید؟

ادرین: عزیزم خونسردی خودتو حفظ کن ارام باش ماهم کنجکاو شدیم ببینیم تو این کلبه چه خبره.

هه بدون اینکه بهشون محل بزارم اول از همه درو باز کردم . بقیه همه پشت من بودن.چطور ممکنهhttp://www.blogfa.com/images/smileys/07.gif این کلبه انگار از خاک ساخته شده  انقدر قدیمی و کهنه که اگه یک قدم بری توش فکر میکنی زیر پات خاکه و الانه که بیوفتی تو چالهhttp://www.blogfa.com/images/smileys/26.gif

تنها چیزی که توجه منو جاب کرد اون اسانسور تمیز و نو بود.نمی دونم ناتانیل اگه اون اسانسورو تمیز میکنه چرا کلبشو تمیز نمیکنه؟

رفتم در اسانسورو باز کردم . صدای نفس های ادرینو پشت سرم می شندیم . نمی فهمم چرا همش دنبا لمه(وجی:نخیر شاید اونم می خواد ببینه تو اون اسانسور چیه)شاید توراست میگیhttp://www.blogfa.com/images/smileys/20.gif

توی اسانسور چند تا دکمه بود که برای هر کدوم یه ادرسی بود (1. سال 1900    2. سال 1800   3. سال 1700 )یعنی چی؟چرا فقط تا سال1700 داره ؟ چرا تا سال 1000 نداره؟(وجی:اصلا داشته باشه که چی؟)اصلا چرا سال ؟

من:بچه ها کسی از این اسانسور چیزی می فهمه؟

همگی اومدن طرف ما 

کیم :شاید مال احضار جن و روحه . هووووووووووووووووhttp://www.blogfa.com/images/smileys/05.gif

من:لوس ننرhttp://www.blogfa.com/images/smileys/40.gif

لوکا :اگه واقعا می خوای بدونی خب بریم ببینیم چیه دیگه عزیزمhttp://www.blogfa.com/images/smileys/17.gif

این چی گفت؟عزیزم؟بیام بزنم پسره گاگولو آش و لاشش کنم http://www.blogfa.com/images/smileys/31.gif

رفتم تو اسانسور که هگی با هم اومدن تو . خب حالا چیکار کنم کدوم دکمه رو بزنم اول؟دومی؟ یا سومی؟

من : کدومو بزنم؟

ادرین : اولی رو بزن 

برای اولین بار به حرفش گوش دادم و دکمه اولی رو زدم .در اسانسور بسته شد و یه چراغ قرمز همه جارو گرفت .چراغه هی چشمک میزد

ولی بوقی نمی زد http://www.blogfa.com/images/smileys/37.gif  نکنه مابمیریم؟

من:چه اتفاقی افتاده این اسانسور داره کجا میره ؟ ما میمیریم ؟

نینو :نه نه این اتفاق نمی افته اینیه اسانسور معمولیه

من:اگه معمولیه چرا چراغ قرمز میزنه نکنه میگه برای چی اومدید اینجا؟

همون موقع اسانسور با سرعت غیر عادی که شاید به سرعت نور میرسید حرکت کرد و ما همه افتادیم کف اسانسور.

انقدر سرعت اسانسور زیاد بود که چسبیده بودیم به کفش یک دفعه اسانسور ایستاد و ما محکم به در و دیوار اسانسور خوردیم .یه صدایی تواسانسور پیچید

صدا:در خواست شما برای برگشت به سال 1900 انجام شد .

وجوری اسانسور تکون خورد که داشتم باکله  میرفتم کف اسانسور که یکی منو محکم به خودش چسبوند و سیاهی مطلق...

 

*****

 

وقتی چشمام رو باز کردم دیدم کف همون اسانسور تو بقل ادرین افتادم بقیه هم کف اسانسور بیهوش بودند.

من:ادرین....ادرین د پاشو دیگه مگه اینجا جای خوابه؟

چشماشو باز نکرد ولی یه چیزی گفت

ادرین : بابا اذیت نکن دیگه قول میدم پسر خوبی باشم مشقامو بنویسم 

هه پسره اسکل. دیدم نخیر اینجوری نمیشه . تمام زورمو تو دشستم جع کردم و یه سیلی محکم خوابوندم تو کوشش

ادرین : نههههههههههههههههههههههههههه منو نزنhttp://www.blogfa.com/images/smileys/02.gif

من:می خواستی مثل ادم بیدار شی . اصلا از خداتم باشه زدم نو گوشت من تو گوش همه نمی زنمhttp://www.blogfa.com/images/smileys/17.gif

ادرین:ما کجاییم؟ جیغغغغغغغغغغغغغغ بچه ها پاشید بدبخت شدیم رفت.

با جیغ ادرین همگی بیدار شدن.خب خدارو شکر دیگه من نمی خواد حنجره امو اذیت کنم.

همون لحظه در اسانسور باز شد و چسزی که من اونجا دیدم همانا و غش کردن من همانا ...